الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
616
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
خصوص اين كه معتقد به عدالت صحابه و احيانا عدم خطاى آنها در رأى بودند و به اين ترتيب براى موضوع واحد احكام متعدّدى به تعداد آراى مجتهدين وجود داشت كه همه ، حكم واقعى الهى محسوب مىشد . آنها معتقد بودند هنگامى كه مسألهء تصميمگيرى در بارهء خلافت با آن همه اهميّتش به امّت و اهل حلّ و عقد ( دانشمندان ) واگذار شده است مانعى ندارد كه حقّ قانونگذارى در مسائل فرعيّه كه در آن نصّى وارد نشده ، به دانشمندان واگذار گردد . به اين ترتيب عقيدهء تصويب با تمام پيامدهاى دردناك و خطرناكش در ميان جماعتى از مسلمين به خاطر فراموش كردن توصيهء پيامبر ( ص ) در حديث « ثقلين » پيدا شد . 5 - بسته شدن باب اجتهاد : اين مسأله سبب شد كه آرا و عقايد گوناگون و بسيار مختلف و متضاد در جامعهء اسلامى و در ميان فقها به سرعت رشد كند و شكل وحشتناكى به خود بگيرد و سبب تزلزل تودهء مردم در مسائل دينى گردد و زبان دشمنان را نسبت به مسلمين و احكام اسلامى بگشايد . اين جا بود كه گروهى از دانشمندان دست به كار شدند و براى پايان دادن به اين وضع اسفانگيز دست به كار زشت ديگرى زدند و آن بستن باب اجتهاد بود . گفتند تا همين جا كافى است و ديگر كسى حق اجتهاد كردن ندارد ! و چون مردم به فرقههاى مختلفى در احكام شرعى تقسيم شده بودند و هر گروهى پيرو دانشمندى بود ، چهار تن از اين فقها را كه پيروان بيشترى داشتند ( ابو حنيفه ، مالك ، محمد بن ادريس شافعى و احمد حنبل ) را برگزيدند و همهء مردم را ملزم كردند كه از يكى از اين چهار نفر پيروى كنند و خطّ بطلان بر بقيّهء آرا و عقايد كشيدند تا جلوى پراكندگى و انشعاب بيشتر گرفته شود ، در حالى كه هيچ دليلى در كتاب و سنّت نسبت به اين چهار پيشوا وجود نداشت و آنها هيچ امتيازى بر ديگران نداشتند جز اين كه پيروان بيشترى داشتند ، و نه هيچ دليلى بر بسته شدن باب اجتهاد و منحصر بودن اين حق به گروه